ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

129

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

نسبت به آن درجه اى كه ضعيفتر از آن مىباشد . و تكلَّفى كه در اين گفتار است روشن مىباشد . كلمهء هفدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : افقر الفقر الحمق ( 1 ) : بزرگترين درويشى حماقت و نادانى است . شارح گويد : دانستى كه درويشى بر نياز به مال و كمال نفسانى گفته مىشود و نيز بر نبودن چيزهايى كه آدمى بدان محتاج مىباشد و بر جزئيات هر يك از اين سه معنى بر حسب تشكيك اطلاق مىگردد . چون درجات درويشى از نظر شدّت و ضعف مختلف مىباشد . هر گاه آن را شناختى مىگوييم : مقصود از اين كلمه آن است كه حكم كند : سختترين درجات درويشى كاهش عقل است و علت اين حكم آن است كه چون ميان درجهء درويشى كه همان نياز به مال و كمالات نفسانى است از لحاظ شدّت و ضعف تفاوت است سبب نمىشود كه حكم كنيم كه ميان آن دو نسبتى و اشتراكى نيست پس ناگزير درست است كه حماقت و نادانى را به حمل هو هوى حمل كنيم بر اين كه سختترين درويشى است و بگوئيم : حماقت سختترين فقر است . چون حماقت در واقع سختترين درويشى است كه فرض مىشود چنان كه دانستى و اين دو كلمه تمام محسنات لفظى و معنوى را در بردارد . پس اى برادر به اين امام دانشمند ( ع ) بنگر كه چگونه در اين كلمه ، خلاصه گويى و فصاحت را گرد آورده . شعر : آيا در اين سخن عيبى است تا عيبجو عيب كند جز اين كه او مردى دانشمند است ( 2 ) . كلمهء هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الحكمة ضالة المؤمن ( 3 ) . دانش گمشده مؤمن است .

--> ( 1 ) در آخر كلمه پيش ، به كلمه اى كه در نهج البلاغه نزديك به اين كلمه آمده است اشاره كرديم . به شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، چاپ اول ، صفحه 585 ، رجوع كنيد . ( 2 ) و هل فيه عيب لمن عابه سوى انّه رجل فاضل ( 3 ) سيد رضى ( ره ) اين كلمه را در نهج البلاغه نقل كرده ، و ابن ميثم در شرح آن گفته است : « امام عليه السلام لفظ ضّاله را براى حكمت نسبت به مؤمن استعاره فرموده است به اين اعتبار كه حكمت خواستهء مؤمن است كه در جستجوى آن است و صدايش مىزند همانطور كه صاحب حيوان گمشده حيوانش را مىجويد و صدايش مىزند .